X
تبلیغات
نوشته های حقوقی محمد فروغی

نوشته های حقوقی محمد فروغی
اگر می خواهی جلوی قاضی نایستی پشت قانون راه برو!!!
: مرتبه


۱-قاعده ائتمان

متن : « الامین لا یضمن » یا « لیس علی الامین الاالیمین »

یعنی: امین ضامن نیست . یا بر امین چیزی جز سوگند لازم نیست .

( القواعد الفقهیه ، ج 2، صص 4 تا 16- ماده 614 و613 قانون مدنی )

       

 2-قاعده اتلاف

متن: « من اتلف مال الغیر فهوله ضامن »

یعنی : هر کس مال دیگری را تلف کند ضامن آن خواهد بود.

( القواعد الفقهیه ،ج2، صص 17 تا 39- ماده 238قانون مدنی

 

3-احترام مال مسلمان

متن: « حرمه مال المومن کحرمه دمه » ( حد یث نبوی )

یعنی : مال مومن همانند خون وی محترم است .(اصل 46و47 قانون اساسی )

 

4- قاعده احسان

متن: « ما علی المحسنین من سبی .( سوره توبه/91)

یعنی بر نیکوکاران ایرادی نیست .

(دکتر ابوالحسن محمدی ، قواعد فقه ، ص41 – ماده 306 قانون مدنی – ماده 55 مجازات اسلامی )

 

5-قاعده ارشاد

متن : « اعلام الجاهل علی العالم واجب .»

یعنی : اقدام انسان در جهت ضرر خود ، مسقط ضمان است .

( دکتر محمدی، قواعد فقه ، ص235- 1215قانون مدنی )

 

7-  قاعده اقرار عقلا

متن : « اقرار العقلا علی انفسهم جائز »

یعنی : اقرار انسان عاقل به ضرر خود نافذ است .

(تحریرالجمله ، ج1،ص99 ، ش 64 – ماده 1275 قانون مدنی – ماده 202 آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 )

 

8- « الاقرب یمنع الا بعد »

متن: « الزموهم بما الزموا انفسهم .»

یعنی : به هر آنچه که غیر خودتان ( پیروان مذاهب اسلامی ملتزم هستند ، شما نیز آنان را ملزم کنید .

(توضیح المسائل، بحث قاعده الزام ، آیه الله خوبی )

 

10- « البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر »

یعنی : آوردن شاهد بر عهده مدعی و سوگند خوردن بر عهده خوانده است .

( القواعد و الفوائد ، ج1، قاعده 154 ، ص 417- ماده  1257 و 1325 قانون مدنی – ماده 197 و 272 قانون آیین دادرسی مدنی )

 

11- « تصد یق الامین فیما ائتمن علیه »

یعنی : صاحب مال باید قول امینی را که مال را نزد او امانت گذارده بپذ یرد .

 

12- تعیین

اگر امر دایر بین تعیین و تخییر در انجام وظیفه ای شد، اصل بر حقیقت است .

 

13- التلف زمن الخیار من مال من لا خیار له .

 یعنی : تلف شدن مال در زمان خیار ، از کیسه آن که حق خیار ندارد محسوب می شود .

( القواعد الفقهیه ، ج2 صص 62 تا 84 – ماده 387 قانون مدنی )

 

15- قاعده حل

 متن : کل شی کان مشتبها بین الحلال و الحرام بحمل علی الحلال .»

 یعنی : اگر چیزی مشکوک بین حلال و حرام بود آن را جزء حلال ها محسوب می کنیم .

 

16- الدین مقدم علی الارث .

یعنی ادای دین ، مقدم بر ارث بردن است .( ماده 868 قانون مدنی ) .

( القواعد الفقهیه ، ج 1 ، ص 240 – ماده 740 قانون مدنی )

 

17الزعیم غارم .( حدیث نبوی)

یعنی : کفیل باید از عهده مورد کفالت بر آید .( القواعد الفقهیه ، ج 1 ص 240 – ماده 740 قانون مدنی )

 

18 قاعده تسلیط

متن : « الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم .» ( حدیث نبوی )

یعنی : مردمبر جان و مال خویش ، سلطه و اختیار دارند . ( ترمینو لوژی حقوقی ، ص 258 ، ش 2083 – اصل 46 و 47 قانون اساسی )

 

19- قاعده سوق

 یعنی: آنچه در بازار و جامعه مسلمانان عرضه می شود پاک و حلال است مگر خلافش ثابت شود .

 

20- اصل صحت

متن : « حمل فعل المسلم علی الصحه.»

یعنی : اعمال شخص مسلمان ،محمول بر صحت و درستی می باشد .( القواعد الفقهیه ، ج 1، ص239)

 

21 – عدل و انصاف

یعنی : اگر در تعلق مالی به یکی از دو نفر مردد باشیم بین آن دو بالمنصفاته تقسیم می شود .

 

22- عدم سماع الا انکار بعد الا قرار .

 

( ماده 1277 قانون مدنی )

 

23- قاعد ه تبعیت عقد از قصد

متن : « العقود تابعه للقصود .»

یعنی : عقدها تابع قصدهای متعاقدین است .

( القواعد الفقهیه ، ج 4 ، ص 212 – ماده 191 و 194 قانون مدنی )

 

24- قاعده علی الید

متن : « علی الید ما اخذت حتی تودیه .»

یعنی : بر صاحب ید است تا آنچه را که گرفته به ذی حقش تحویل دهد .

( القواعد الفقهیه ، ج 4، ص21 – ماده 308 قانون مدنی )

 

25 – قاعده غرور

متن: « المغرور یرجع علی من غره .»

یعنی : فریب خورده به کسی که فریبش داده مراجعه می کند ( تا خسارت بگیرد)

( القواعد الفقهیه ، ج 1، ص225 )

 

26- قاعده فراش

 متن :  «الولد للفراش و للعاهر الحجر .»( حدیث نبوی )

یعنی : فرزند به صاحب فراش ملحق است وزانی باید سنگسار شود .

( القواعد الفقهیه ، ج 4 ص25 – التهذیب ، ج 8ص 168 – ماده 1158 قانون مدنی )

 

27 – قاعده قرعه

 متن : « لکل امر مشکل قرعه .»

 یعنی : در هر امرغیر قابل حل باید به قرعه متوسل شود .

( ناصر مکارم شیرازی ، القواعد فقهیه ، ج 2 ، ص 155 )

 

28 – کل رهن فانه غیر مضمون .

یعنی : در عقد رهن نباید شرط ضمان قرارداد .

( ماده 789 قانون مدنی )

 

29- قاعده لا یضمن

متن :  « کل عقد لا یضمن بصحیحه لا یضمن بفاسده »

 یعنی: هر عقدی که صحیحش ضمان آور نباشد فاسدش هم ضمان آور نیست .

 

30- کل عقد یضمن بصحیحه یضمن بفاسده .

 یعنی : هر عقدی که صحیحش ضمان آور باشد فاسدش هم ضمان آور است .

 ( سبکی ، الا شباه و الانضائر ، ج2، ص 45 )

 

31- کلما کان له منفعه محلله مقصوده تصح اجاره .

یعنی : هر چیزی که دارای منافع حلال مورد نظر باشد اجاره دادنش درست است .

( ماده 467و 466 قانون مدنی )

 

32- قاعده لا ضرر

متن :  « لا ضرر و لا ضرار فی الا سلام » 

یعنی : حکم ضرری در اسلام وضع نشده است .

( القواعد الفقهیه ،ج 6، صص9، 12، 78- اصل 40و بند 5 اصل 43 قانون اساسی )

 

33- لا ضمان علی المستعیر .

 یعنی : عاریه گیرنده ضامن نیست .( القواعد الفقهیه ، ج 7 ص 5- ماده 640 قانون مدنی )

 

34- الممنوع شرعا کال ممتنع عقلا .

یعنی : چیزی که شرعاً ممنوع است گویا عقلا هم ممکن نیست . ( تحریر الجمله ، ص 43 )

 

35- لا مسا محه فی التحد یدات .

یعنی چیزهایی که شرعاً اندازه خاصی دارند ( آب کر ، مقدار سفر ، بلوغ و ...) قابل مسامحه از جهت کم وزیاد شدن نیستند .

 

36- لا میراث للقلتل . 

 یعنی : قاتل از ارث مورث ، محروم است . ( ماده 880 قانون مدنی )

 

37- اصل لزوم

متن : « الاصل فی العقود لزوم .»

یعنی : اصل در عقدها لزوم آنها است ( مگر خلافش ثابت شود ) ( القواعد الفقهیه ، ج 4 ، ص 163 – ماده 219 قانون مدنی )

 

38- من احیی ارضا فهی له .

یعنی: هر کس که زمینی را اهیا کند از آن اوست .

( مواد 140، 141،143 قانون مدنی )

39- من استخرج ماء فهی له .

 یعنی : هر کس آبی را استخراج کند از آن اوست .( ماده 150 قانون اساسی )

 

40- من حاز ملک

یعنی :هر کس که حیازت ملکی را نماید مالک آن خواهد شد .( ماده 142و 143 قانون مدنی )

 

41- قاعده من ملک .

 متن : « من ملک شیئاً  ملک الا قراربه .»

یعنی : هر که مالک چیزی شد می تواند به آن نیز اقرار نماید .

( القواعد الفقهیه ، ج 1 ص 78 )

 

42- من له الغنم فعلیه العزم .

یعنی : آن که منافع را می برد ، زیان را هم باید تحمل کند . ( التحریر الجمله ، ص 56 )

 

43- نفی سبیل

یعنی: خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطی نداده است( نساء /141)

متن :« و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» 

(القواعد الفقهیه ، ج 1 ، ص 157 – اصول 81، 82، 153، بند 5 اصل 3 وبند 8 اصل 43 قانون اساسی )

 

44- قاعده نفی عسر و حرج

متن : « و ما جعل علیکم فی الدین من حرج »

( حج / 78) ترجمه : و خداوند در دین کار سنگین و سختی بر شما قرار نداد .

یعنی : هیچ کمکی نباید موجب عسر و حرج مکلف شود.

( دانشنامه حقوقی ، ج 3 ، ص 144 به بعد – ماده 1130 قانون مدنی )

 

45- وجوب اعلام الجاهل فیما یعطی .

یعنی : اگر کسی چیزی را که خطرناک است به دیگری که جاهل بر آن است بدهد ، باید او را از آن خطر آگاه کند و گرنه ضامن است .46- و جوب التخلیه بین المال و ملکه

 یعنی : بایع باید موانع تملک و سلطه مشتری بر مبیع را بر طرف کند .

( ماده 362 قانون مدنی )

 

47- وجوب دفع الضرر المحتمل

یعنی : دفع ضرر احتمالی واجب است (و نیز دفع افسد به فاسد جایز است )

 

48- الوقف حسب ما یو قفها اهلها .

یعنی : وقف ها بر اساس آنچه واقفین معین کرده اند عمل می شود .

( مستدرک الوسائل ، ج 2 ، ص 511- ماده 61 قانون مدنی )

 

49- یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب .

 

 یعنی : هر آنچه که بر اثر خویشاوندی نسبی حرام است ، تر اثر خویشاوندی رضاعی هم حرام خواهد بود .

 ( وسائل الشعبه ، ج 14، ص 280،- ماده 1046 قانون مدنی )

 

50- الزرع للزارع و لو کان غاصبا .

یعنی : زراعت و کشت از آن زارع است ولو در زمین غصبی باشد .( ماده 33 قانون مدنی )

 

51- لا مهرلبغیه .

یعنی : زن زانیه ، مهریه ندارد ( قیاس اولویت و مفهوم مخالف ماده 1099 قانون مدنی )

 

52- الغاصب یوخذ باشق الاحوال .

 یعنی : با غاصب به شدیدترین احکام رفتار می شود .( جواهر الکلام ، کتاب غصب ، ص 10)

 

 53- لا ینسب للساکت قول .

یعنی به شخص سکوت کننده چیزی منسوب نمی شود . ( سبوطی ، الاشباه والنظایر ، صص142 و 143- ماده قانون مدنی )

 

54-الحاکم ولی الممتنع .        

یعنی دادرس بر شخص امتناع کننده از انجام تکالیف ، ولایت دارد .( ماده 237 و 833 قانون مدنی )

 

55- الجاکم ولی من لا وای له .

یعنی :  دادرس بر کسی که فاقد ولی ات ولایت دارد .

( ماده 1218 قانون مدنی – ماده 266 قانون مجازات اسلامی )

 

56- الجاکم وارث من لا وارث له .

 

یعنی : حاکم وارث شخص بدون وارث است . ( ماده 866 قانون مدنی )

 

57- الغائب علی حجه .

یعنی: شخص غائب در دادرسی حق اقامه دلیل دارد .

( القواعد الفقهیه ، ج 3 ، ص 86- ماده 305به بعد قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1376 )

 

58- البیعان بالخیار ما لم یفترقا .

( حدیث نبوی )

یعنی : متبایعین تا زمانی که از هم جدا نشده اند حق خیار دارند .

( مجله الا احکام العدلیه ، ماده 4- کاتو زیان، عقود معین ، ص 46 – ماده 397 قانون مدنی )

 

59- الکتاب کالخطاب .

یعنی: نوشته مثل گفته است .(  القواعد و الفوائد ، ج 1 ص 198-  دانشنامه حقوق ، ج 4 ، ص 422-437 )

 

60- الحرام لا یحرم الحلال .

 یعنی : عمل حرام بعدی ، حلال قبلی را حرام نمی کند (تهذیب الا حکام ، ج 2 ، ص 208 – ماده 1055 قانون مدنی ) 

 

61- الحق القدیم لا یبطله شی

یعنی: چیزی نمی تواند حق به وجود آمده قبلی را از بین ببرد . ( ماده 97 قانون مدنی )

 

62- الحق للمتقدم .

 یعنی : اگرکسی ابتدا اقدام به ایجاد حقی نماید نسبت  به آن بر دیگران اولویت دارد .( ماده 142 قانون مدنی )

 

63- الخراج با لضمان .

یعنی: منافع در مقابل ضامن بودن است .( شرح الجمله ، ج 1، ص 56 و 57 )

 

64- الساقط لا یعود کما ان المعدوم لا یعود .

 یعنی : حق ساقط شده باز نمی گردد همچنان که چیز از بین رفته حیات نمی یابد .

( تحریر الجمله ،  ج 1، صص36 و 38 – بند 3 ماده 264 و مواد 289، 290 و 291 قانون مدنی )

 

65- الصلح جائز بین المسلمین الا صلحاً احل حراماً و حرم حلالاً .

یعنی: عقد صلح بین مسلمانان جایز است مگر صلحی که بخواهد حرامی را حلال کند یا حلالی را حرام نماید .

( القئاعد الفقهیه ، ج 5 ، صص8 و 39 ماده 754 قانون مدنی )

 

66- الشرط جائز بین المسلمین الا شرطاً احل حراماً او حرم حلالاً .

جایز یعنی : شرط کردن بین مسلمانان است مگر شرطی که حرامی را حلال کند یا حلالی را حرام نماید .

 ( تحریر الجمله ، صص 75 و 76- ماده 232 قانون مدنی )

 

67- الشرط الفاسد لیس بمفسد .

یعنی : شرط فاسد عقد را باطل نمی کند .

( القواعد الفقهیه ، ج 4 ، صص 200 ، 217 ، 218 – ماده 232 قانون مدنی )

68- الطلاق بید من اخذ بالساق .

( حدیث نبوی ) یعنی : طلاق به دست کسی است که عقد به دست اوست .( مرد )                                                                                                                                    

( حقوق خانواده ، محقق داماد ، صص136 و 137 – ماده 1133 قانون مدنی )

 

69- اکل مال به باطل .

 متن : یا ایها الذین امنو لا تا کلو اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم...(  نساء /29 )

یعنی : امال یکدیگر را به ناحق نخورید مگر این که بر اساس تجارتی رضایت آمیز باشد .

 

70- المومنون عند شروطهم . ( حدیث نبوی )

یعنی : مومنان به شرطهایشان پایبندند . ( محقق داماد ، قواعد فقه ، بخش مدنی 2 ، ص 37 )

 

71- نهی النبی عن الغرور . ( حدیث نبوی )

یعنی معامله غرری ( زیان آوری که نتیجه آن نامعلوم است ) باطل است .

( دکتر محمدی ، مبانی استنباط حقوق اسلامی ، ص 94)

 

72- اوفوا بالعقود . ( متنده /1 )

یعنی : به پیمانها و قراردادهای خود وفا کنید . ( ماده 10 قانون مدنی )

 

 

 

قواعد کیفری

 

73- لا تقیه فی الدما ء .

یعنی : جایی که پای جان در میان است تقیه جایز نیست .

( وسائل الشعبه ، ج 11 ، ص 483- مکاسب ، ج 4 ، ص 356 )

 

74- عمد الصبی بمنزله الخطا-

یعنی : فعل عمدی کودک همانند فعل خطایی محسوب می شود .

( القواعد  و الفوائد ، ج 1، ص 223 )

 

75- لا کفاله فی الحد . ( حدیث نبوی )

یعنی : شفاعت کردن و درخواست به تأخیر انداختن ، در حدود جایز نیست .

( ترمینو لوژی حقوق ، ش 4508 )

 

76- قاعده جب .

متن : الاسلام یجب ما قبله . ( حدیث نبوی )

یعنی : مسلمان شدن ، گناهان پیش از آن را پاک می کند .

( القواعد الفقهیه ، ج 1 ، صص36،39 ، 46- اصا 169 قانون اساسی – ماده 11 قانون مجازات اسلامی – ماده 4 قانون مدنی )

 

77- اقامه الحدود الی من الیه الحکم .

 یعنی : اجرای حدود و مجازلت ها به دست حاکم است . ( اصل 36 قانون اساسی )

 

78- الامتناع با لا ختیار لا ینا فی الاختیار .

یعنی : از روی اختیار و قدرت اگر باعث  تحقق  چیزی  شویم ، موجب نمی شود که فاعل را مسلوب الاختیار تلقی کرد .

( دائره المعارف حقوق ، ج 5 ، ص 50، - ماده 53 قانون مجازات اسلامی )

 

79- قاعده درا .

متن : الحدود تدرا بالشبهات .

 یعنی : اجرای حدود با حصول شبهه متوقف می شود .

( الا شباه و النظائر ، صص122 و 123- مواد66  و67 قانون مجازات اسلامی )

 

80- دم المسلم لا یذهب هدرا .

 یعنی : خون مسلمان نباید پایمال شود . ( مواد 312 و313 قانون مجازات اسلامی )

 

81- الضرورات تتقدر تقدرها .

 یعنی : در موارد ضروری باید به حداقل اکتفا کرد . ( ماده 55 قانون مجازات اسلامی )

 

82- الضرورات تبیح المحظورات . ( حقوق رم legemetnacessitas non bab  )

یعنی : ضرورتها باعث مباح شدن امور ممنوعه می شود .

( سوره مائده /3-سبوطی ، الشباه و النظایر ، ص60- ماده 55 قانون مجازات اسلامی )

 

83- قاعده ارش .

متن :کل جنایه لا مقدر لها ففیها ارش .

یعنی :بر هر جنایتی که دیه اش معین نشده ، ارش تعلق می گیرد .

( ماده 367 قانون مجازات اسلامی )

 

84- کل عضو تقتص منه مع وجوده توخذ الدیه مع فقده .

یعنی : هر عضوی که موجود است باید قصاص شود و در صورت فقدان ، به جایش دیه گرفته می شود .

( ماده 293 قانون مجازات اسلامی )

 

85- قاعده اضطرار

متن : کل محرم اضطر ، الیه فهو حلال .

یعنی : در حال اضطرار ،هر حرامی حلال می شود .( ماده 55 قانون مجازات اسلامی )

 

 

86- کل من لم یباشر بالقتل لم یقتص منه

یعنی: هر فردی که مباشر قتل نباشد قصاص نمی شود.  ( تبصره 1 ماده 269 و ماده 207 قانون مجازات اسلامی )

 

 

87- لا دیه لمن قتله الحد

یعنی: دیه به کسی که بر اثر اجرای حد کشته شده باشد ، تعلق نمی گیرد. ( ملاک ماده 332 قانون مجازات اسلامی )

 

 

88- لا ربا الا فیما یکال او یزون

یعنی: ربا جز در اموال مکیل و موزون جاری نیست  .( ماده 595 قانون مجازات اسلامی )

 

 

قواعد اصولی و مشترک

 

89- قاعده اذن .

متن : الاذن فی الشیئی اذن فی لوازمه .

یعنی : اذن دادن در چیزی ،اذن در لوازم آن نیز هست .

( القواعد و الفوائد ،ج 2، ص70، قاعده 167 )

 

90- قاعده اشتراک

متن : همه مسلمانان  در همه عصرها و زمانها نسبت به تکلیف شرعیه بکسانند .

 

91- قاعده تساقط

متن: اگر دو دلیل با هم معارض بودند هر دو از درجه اعتبار ساقطند.

 

92- و ان الظن لا یغنی عن الحق شیئا ً ( سوره نجم /28)

یعنی: وگمان ، هیچ گاهچیزی از حق را بر ما روشن نمی سازد.

 

93- الولد یلحق باشرف الوالدین

یعنی: فرزند به والد شریف تر (مسلمان) تعلق می گیرد.( از حیث مسلمان بودن )

94- عدل و انصاف

متن: اگر در تعلق مالی به یکی از دو نفر مردد باشیم بین آن دو بالمناصفه تقسیم می گردد

 

95- فحوا

رعایت مفهوم موافق در جمله یا دستور و سرایت دادن حکم از فرد ضعیف به فرد قوی.

مثل آیه ( لا تقل لهمااف ) که به طریق اولی ، ضربو شتم والدین را هم نهی می کند .

 

96- مقدمه واجب ، واجب است ولی مقدمه حرام ، حرام نیست مگر موصل به حرام باشد.

97- قاعده تلازم

متن: کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کاما حکم به الشرع حکم به العقل

یعنی: بر هر چه که عقل حکم کند ، و بر هر چه که شرع حکم می کند ، عقل هم حکم می نماید .

 

98- الممنوع شرعا کالممتنع عقلا

یعنی: چیزی که شرعاً ممنوع است گویا عقلاً هم قابل انجام نیست. ( تحریر الجمله ، ص 34)

 

99- اجتهاد در مقابل نص جایز نیست. ( تحریر الجمله ، ج 1، ص21- اصل 167 قانون اساسی )

 

100-المیسور لا یسقط بالمعسور

یعنی: کار قابل انجام دادن به واسطه حدوث کار غیر ممکن ، از گردن ساقط نمی شود .(القواعد الفقهیه ج4، ص 121)

 

101- اعمال الکلام اولی من اهماله

برای کلام و عبارت به کار رفته ، معنی و مفهوم قایل شدن ، بهتر از بیهوده پنداشتن آن است.

 

102- الاصل دلیل حیث لا دلیل

اصل در جایی قابل استناد است که دلیل قانونی موجود نباشد .

( عوائد الایام ، ص 73- مواد 197و 198 قانون آیین دادرسی مدنی )

 

103- المطلق ینصرف الی فرد شائع

معنی و مفهوم موضوع مطلق ، به فرد شایع و رایج آن منصرف است .

 

104- قبح تأخر بیان در وقت حاجت

بیان نکردن مراد ومقصود در موقع نیاز بدان ناپسند است ،ولی سکوت در وقت بیان خود نوعی بیان است .

 

105- ما من عام الاو قد خص

هیچ عامی نیست که تخصیص نخورده باشد .

 

106- وصف به موصوفنزدیک تر بر می گردد.

اگر چند موصوف با یک وصف بیان شده باشند آن وصف ، متعلق به موصوف آخر خواهد بود .

 

107- مورد ، مخصص نیست .

 اگر چیزی برای مورد خاصی ذکر شده باشد ، دلیل بر آن نیست که فقط به آن مورد خاص اعلق دارد.

    

108 - الاجتهاد لا ینقض بمثله

اجتهاد را اجتهاد دیگر نقض نمی کند . ( الاشبا ه و النظایر ، ص 41- تحریر الجماه ، ج 1 ، ص22 )

 

109- اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال 

اگر احتمال به جایی وارد شود استدلال فایده ای ندارد. ( دکتر محمدی ، قواعد فقه ، ص 161 )

 

110- اذا زال المانع عادالممنوع

اگرمانع بر طرف شود موضوع منع شده به جای خود بر می گردد. ( دانشنامه  حقوقی ، ج 4 ، صص432-437 )


نوشته شده در تاريخ جمعه ششم مرداد 1391 توسط محمد فروغی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : MyThm
قالب وبلاگ